بخش دوم حوادث شب ولادت : و در حدیثى که مرحوم کلینى شبیه به روایت بالا از مردى ازاهل کتاب نقل
کرده آنمرد کتابى به قرشیان که ولید بن مغیرة وعتبة بن ربیعه و دیگران در
میانشان بود رو کرده و گفت:نبوت از خاندان بنى اسرائیل خارج شد و بخدا این
مولود همان کسى است که آنها را پراکنده و نابود سازد!
قریش که این سخن را شنیدند خوشحال شدند،مرد کتابى که دید آنها خوشنود شدند
بدیشان گفت:خورسند شدید! بخداسوگند این مولود چنان سطوت و تسلطى بر شما
پیدا کند که زبانزد مردم شرق و غرب گردد.
ابو سفیان از روى تمسخر گفت:او بمردم شهر خود تسلط مى یابد!
و نظیر آنچه در روایات ما آمده برخى از این حوادث درروایات اهل سنت نیز ذکر
شده اما در بسیارى از آنها این حوادث قبل از بعثت رسولخدا«ص »ذکر شده نه
مقارن ولادت.
مانند روایاتى که در سیره ابن هشام و تاریخ طبرى و جاهاى دیگر است و در
صحیح بخارى نیز از ابن عباس روایت شده (2) و فخر رازى نیز در تفسیر آیه
شریفه «فمن یستمع الآن یجد له شهابا رصدا» (3) در مورد منع شیاطین از نفوذ
در آسمانها وتیرهاى شهاب همین گفتار را داشته و اقوالى در اینباره نقل
کرده (4) و از ابى بن کعب نیز حدیثى در اینمورد نقل کرده اند که گفته
است:
«لم یرم بنجم منذ رفع عیسى علیه السلام حتى بعث رسول الله-صلى الله علیه و آله-» (5)
و در اشعار بعضى از شاعران عرب نیز قسمتى از این حوادث در مورد مبعث آمده
مانند اشعارزیر که از شاعرى بنام قیروانى نقل شده که مى گوید:
و صرح کسرى تداعى من قواعده و انفاض منکسر الاوداج ذامیل و نار فارس لم
توقد و ما خمدت مذالف عام و نهر القوم لم یسل خرت لمبعثه الاوثان و انبعثت
ثواقب الشهب ترمى الجن بالشعل
یک سئوال
اکنون جاى یک سئوال هست که اگر کسى بگوید:آیانظیر آنچه در این روایات آمده
در کتابهاى تاریخى و روایات غیراسلامى هم ذکرى از آنها شده یا نه؟
که ما در پاسخ این سئوال مى گوئیم:اولا اگر حدیث وروایتى از نظر سند و صدور
از امام معصوم علیه السلام براى اثابت شد دیگر کدام روایت و تاریخى براى
ما معتبرتر از آن حدیث و روایت مى تواند باشد،و همه بحثها در همان قسمت
اول واعتبار سند و به اصطلاح «صغراى قضیه »است،ولى پس ازاثبات دیگر
استبعاد و زیر سئوال بردن حدیث،جز ضعف ایمان وتاریخ زدگى محمل دیگرى نمى
تواند داشته باشد،وگرنه کدام تاریخ و روایتى معتبرتر از آن تاریخ و
روایتى است که از منبع وحى الهى سرچشمه گرفته باشد و کدام داستان و
حدیثى محکمتر از داستان و حدیثى است که از زبان پیمبران و ائمه معصوم
علیهم السلام صادر گردیده باشد!
مگر نه این است که سرچشمه پر فیض و زلال همه علوم آنهایند؟و معیار صحت و سقم همه دانشهاى بشرى گفتار آنهااست؟
و ثانیا- مى گوئیم:مگر تاریخ صحیح و دست نخورده اى از گذشتگان و زمانهاى
قدیم در دست داریم که ما بتوانیم این روایات را با آنها منطبق ساخته و یا
تاییدى از آنها بگیریم؟
جائى که مقدس ترین کتابها مانند تورات و انجیل با آن همه نسخه هاى متعددى
که معمولا از آنها در دست مردم آن زمانهابوده و جمله جمله و کلمه بکلمه
آنها مورد احترام و متن دستورات دینى آنها بوده از دستبرد و تحریف و تصحیف
و اسقاط در امان نبوده،و طاغوتهاى زمان و جیره خوارانشان احکام و فرامین
آنها رابنفع ایشان تغییر داده و یا اسقاط کرده اند،دیگر چگونه
کتابهاى تاریخى معدودى که در زوایاى کتابخانه ها با نسخه هاى خطى منحصر
به فرد یا ا نگشت شمارى وجود داشته مى تواند مورد اعتمادباشد؟
و ثالثا-بر فرض که چنین تاریخى وجود داشته باشد که اوضاع و احوال آن
زمانها را نوشته و ثبت کرده باشد آیا همه وقایعى که در آن زمانها اتفاق
افتاده در تاریخها ثبت و نگارش شده؟و آیا وسائل ارتباطى آنچنان بوده که
تاریخ نگاران بتواننداز هر اتفاقى که در گوشه و کنار جهان آنروز اتفاق مى
افتاده م طلع گردند و آنرا در تاریخ ثبت کنند؟
مگر امروزه با تمام این وسائل ارتباطى و مخابراتى و رادیوها و تلویزیونها و
ماهواره ها و...چنین کارى انجام شده و چنین ادعائى مى توان کرد؟...
مگر وسائل ارتباطى جهان آزادند و مستقلانه و بدور از سیاستها واختناقها و
خارج از کانالهاى مخصوص و صافیهاى انحصارى مى توانند کوچکترین خبرى را
منتشر کنند؟آن هم خبرى که بصورت معجزه آسمانى براى شکست یک قدرت طاغوتى و
یک دربار سلطنتى بوقوع پیوسته باشد...؟
مگر معجزاتى امثال «شق القمر»که وقوع آن مورد اتفاق همه مسلمانان مى باشد
و بگفته دکتر سعید بوطى-نویسنده مصرى-در کتاب فقه السیرة از امورمتفق
علیه در نزد علماء و دانشمندان اسلامى است در تاریخهاى گذشته نقل شده...؟
و بلکه معجزات انبیاء گذشته مانند سردشدن آتش بر ابراهیم خلیل علیه السلام و
شکافته شدن دریابوسیله عصاى موسى و اژدها شدن و بلعیدن آن تمام
مارهاى جادوئى ساحران و زنده شدن مردگان بدعاى حضرت مسیح وامثال آن جز در
کتابهاى مقدس و مذهبى در تاریخها و روایات دیگر آمده و ذکرى از آنها دیده
مى شود؟!...
و حقیقت آن است که تاریخ نویسان و وقایع نگاران گذشته در انحصار طاغوتهاى
زمان بوده-چنانچه امروزه نیز عموما اینگونه است و بشر هنوز نتوانسته خود را
از قید و بند ایشان آزاد سازد-وانبیاء الهى نیز پیوسته بر ضد همان طاغوتها
قیام مى کرده ومبارزه داشتند،و آنها همواره در صدد از بین بردن انبیاء و
محو نام و آثار ایشان بوده و بهر وسیله مى خواسته اند آنها را افرادى
ماجراجو و بى شخصیت و افسادگر معرفى کنند،و هرگز اجازه نمى دادند آنها
را بعنوان مردانى الهى که قدرت انجام معجزه رادارند معرفى کنند،و بهمین
دلیل معجزاتى را که بوسیله ایشان انجام مى شده انکار کرده و یا توجیه مى
نمودند،و اگر کتابهاى آسمانى و روایات مذهبى نبود اثرى از این معجزات
بجاى نمانده و بدست ما نرسیده بود...
چنانچه اکنون نیز ما در انقلاب اسلامى خود که یک انگیزه مذهبى داشته و
ادامه آنرا نیز بیارى خدا همان انگیزه مذهبى وعشق شهادت طلبى در راه خدا و
دین،تضمین کرده و بر ضدطاغوتهاى شرق و غرب قیام کرده همین شیوه تبلیغى را
مى بینیم که هر حرکتى بنفع این انقلاب در داخل و یا خارج بشود مانند
راهپیمایى میلیونى و غیر میلیونى که در داخل و یا خارج انجام مى گیرد اصلا
منعکس نمى شود و در رادیوها و وسائل ارتباط جمعى ذکرى از آن نمى شود،اما
کوچکترین حرکت ضدانقلاب-مانند اجتماعات اندکى که جمعا به صد نفر نمى رسد
با آب و تاب در همه رسانه هاى گروهى بعنوان یک حرکت ضد رژیم نه یکبار بلکه
چند بار پخش مى گردد.
و بهمین دلیل ما مى گوئیم انگیزه و نیازى براى تحقیق در تاریخهاى گذشته
نداریم و اگر هم تتبع کنیم معلوم نیست بجائى برسیم،مگر اینکه بخواهیم بهر
وسیله و هر ترتیبى که شده تاییدى از تاریخ براى این روایات پیدا کنیم اگر
چه مجبور شویم براى تطبیق این روایات با تاریخ دست به توجیه و
تاویلهاى نامربوط بزنیم،چنانچه نظیر آنرا در داستان اصحاب فیل ذکرکرده و
شنیدید و خواندید،که ما آنعمل را محکوم کرده و دلیل برضعف ایمان و غرب زدگى
و تاریخ زدگى و غیره دانستیم...
**همه جابروم به بهانه تو**...
ما را در سایت **همه جابروم به بهانه تو** دنبال میکنید
برچسب: حوادث,ولادت,حضرت,مصطفی,محمد,عبدالله,الله,علیه, نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:28